
برخیز که قدسیان جوابت بدهند وز کوثر معرفت شرابت بدهند
چون ماه رجب باشدو اعیاد علی کعبه مانند صدف در دل خود گوهر داشت
گوهری زینت هستی چونان حیدر داشت یک پیاله ز می اش مست کند عــــالم را
آنکــه اندر قدحش باده ای از کوثر داشت
امام علی(ع) در سیزدهم رجب سال سی ام «عام الفیل» دیده بر جهان گشود. مادر او فاطمه بنت اسد و پدرش ابوطالب، از نخستین گروندگان به اسلام بودند. آن حضرت لقب های بسیاری دارد، از جمله: امیرالمؤمنین، ولیّ الله، اسدالله، مرتضی، وصی، حیدر، کرار، یعسوب الدین و... . کنیه های ایشان نیز ابوالحسن، ابوتراب، ابوالحسین، ابوالریحانتین است.
امام علی(ع) از کودکی در مکتب تعلیم و تربیت رسول خدا(ص) قرار گرفت. آن امام هُمام به جز غزوه «تبوک» در تمامی غزوه ها و جنگ های پیامبر حضور داشت و همواره در رنج ها و سختی های صدر اسلام، یاور و مشاور رسول اکرم(ص) بود. تاریخ اسلام سرشار از شجاعت ها و فداکاری های اوست.
امام فضیلت ها
امام علی(ع) در سایه تربیت، همراهی و هم نفسی با رسول خدا(ص) رشد کرد و به کمال رسید. این رشد و بالندگی معنوی و اخلاقی، پس از بعثت پیامبر نیز ادامه داشت. سخن از فضیلت های علی(ع) بسیار است که مورد اتفاق مورخان منصف قرار دارد. در اینجا به برخی از آنها اشاره می کنیم:
1. حدیث یوم الدّار: طبری و ابن اثیر، به نقل از ابن اسحاق آورده اند:
پس از فرمان خداوند به پیامبر مبنی بر آشکار کردن دعوت به اسلام، آن حضرت خویشاوندانش را فراخواند و به آنان طعام داد. رسول خدا(ص) پس از دعوت خویشاوندانش به اسلام به آنان فرمود: «کدام یک از شما یاور و پشتیبان من خواهد بود تا برادر و وصیّ و جانشین من در میان شما باشد.» همه سکوت کردند و تنها علی(ع) که از همه کوچک تر بود، برخاست و پشتیبانی خود از پیامبر را اعلام کرد. این درخواست پیامبر سه بار تکرار شد و در هر بار، علی(ع) از جای برخاست. آنگاه پیامبر دست بر شانه علی گذاشت و فرمود: «این برادر من و وصی من و خلیفه من در میان شماست، سخن او را بشنوید و از او فرمان ببرید».[19]
2. ماجرای لیله المبیت: این ماجرا بیانگر فضیلتی دیگر برای علی(ع) است که در آن، علی(ع) با ایثار جان خویش، در بستر پیامبر خوابید تا قبایلی که قصد قتل پیامبر را داشتند، به هدف خود نرسند.[20]
3. حدیث منزلت: وقتی پیامبر در سال نهم هجرت با سپاه اسلام روانه سرزمین تبوک بود، خطاب به علی(ع) فرمود: «نسبت مقام تو به من، همانند نسبت مقام هارون به موسی(ع) است؛ با این فرق که بعد از من پیامبری نخواهد بود.» این بیان رسول خدا(ص)، نشان از برتری علی به دیگران در وزارت و دوستی و جانشینی آن حضرت است.[21]
4. حدیث غدیر: این حدیث که در ماجرای مشهور «غدیرخُم»، همه امت اسلامی برای شنیدن آن اجتماع کردند، انکارناپذیر است. پیامبر آن روز میان سخنانش فرمود: «هرکس من مولای اویم، پس علی مولای اوست.» پیامبر با این سخن، اطاعت و ولایت علی(ع) را بر امت واجب کرد و این، بزر گ ترین فضیلت برای علی است.[22]
برای علی(ع) فضیلت ها بسیار است، همچون: نخستین مرد ایمان آورنده به پیامبر، انتخاب او به عنوان برادر پیامبر در جریان پیمان برادری، رسیدن به مقام همسری فاطمه(س) و دامادی پیامبر.
@@@@@@@@@@@@
فعالیت های ارزشمند امام علی(ع) در عصر خلفا
در طول عمر رسالت، کمتر زمانی را می توان یافت که علی(ع) در کنار پیامبر در صحنه های سرنوشت ساز دوران مکه و مدینه حضور نداشته باشد. برای امام علی(ع) همین افتخار بس که ضربت او بر دشمن، همسنگ عبادت جن و انس و برتر از اعمال همه امت و مظهر کامل رویارویی ایمان و شرک قرار گرفت.
با رحلت رسول گرامی اسلام، پرونده مظلومیت علی(ع) گشوده شد و آن اتفاق هایی که نباید می افتاد، رخ داد. در این میان، آن حضرت راه صبر و تحمل را برای حفظ اساس اسلام پیش گرفت. اگرچه این کار به سختیِ استخوان در گلو و خار در چشم بود.
امام علی(ع) در دوران 25 ساله مصلحت اندیشی و کناره گیری از حکومت، اقدام های مهمی داشت که به آنها اشاره می کنیم:
1. تلاش علمی و پاسخ گویی به شبهه های دینی و تربیت عالمان، به گونه ای که امام علی(ع)، مبدع علوم نحو و علوم قرآن خوانده می شد. همچنین آن حضرت به پرسش های دانشمندان به ویژه دانشمندان اهل کتاب پاسخ می داد.
2. گردآوری قرآن و تفسیر آن و بیان مراد واقعی بسیاری از آیات. علی(ع) نخستین کسی بود که پس از وفات پیامبر به گردآوری قرآن مشغول شد و برحسب روایات، به مدت شش ماه در خانه نشست و این کار را به انجام رساند.[23]
3. پرورش انسان هایی برخوردار از ضمیر پاک و روح آماده و تربیت شاگردانی چون عبدالله بن عباس، ابوذر، اویس قرنی، مقداد، عمار، کمیل، مالک اشتر، میثم تمار، حبیب بن مظاهر و مسلم بن عوسجه؛ تا بتوانند در پرتو رهبری امام، آنچه با دیده ظاهر نمی توان دید، با چشم دل و باطن دریابند.[24]
4. کوشش برای تأمین زندگی بینوایان و درماندگان. امام علی(ع) با دست خود باغ و قنات ایجاد و در راه خدا وقف می کرد. به کشاورزی بسیار اهمیت می داد و دیگران را نیز به این کار تشویق می نمود.[25]
5. شرکت در رایزنی های خلفا و بیان صادقانه راه حل ها. هرگاه دستگاه خلافت در مسائل سیاسی و مشکلات اجتماعی و قضایی با بن بست و بحران روبه رو می شد، از امام که مشاوری مورد اعتماد و واقع بین و صاحب علوم فراوان بود، بهره می برد و آن حضرت مشکلات را از راه برمی داشت و مسیر کار را معیّن می کرد.[26]
6. بیان حکم شرعی رویدادهای نوظهور و قضایای پیچیده ای که قضات، از داوری درباره آن ناتوان بودند.[27]
*******************

"روز پدر" بر همگی مبارک باد
بوي دستان پر از تاول ونان مي ايد چه قشنگ است پدر خنده كنان مي آيد
به نگاه پدرم خنده هميشه جاري است با حضورش به خدا خانه به جان ميايد
پدرم در همه خاطره هايم پيداست پدرم يك غزل خسته ولي پرمعناست
پدرم خسته نباشي پدر محبوبم بوسه بر تاول دست تو پدر جان زيباست
پدر مهربانم :
تو مهربانترین و دلسوز ترین موجود عالم هستی پس از خدایم و مادر مهربانم بوده و هستی تو همواره غم و غصه های مرا در دل داشته و داری اما در چهره ات جز لبخند و شادی نمیتوان یافت ، خدا میداند که برای مشکلات و ناراحتی های من بدور از چشم من و دیگران آرام آرام اشک میریزی اما هر گاه با من و دیگران روبرو می شوی جز لبخند بر لب نداری شادی تو در زندگی متاثر از شادی من و دغدقه هایت بدلیل ناراحتی ها و غصه های من بوده و هست پس تو و مادر مهربانم والاترین و بهترین الگوهای ایثار و از خود گذشتگی در عالم هستی بوده و هستید. تو والاترین تکیه گاه من و خانواده در زندگی پس از خدایم بوده و با تکیه بر شماست که من توانسته و می توانم قله های ترقی را در زندگی طی نموده و سختی ها و مشکلاتی را که در راه پر پیچ و خم زندگی تا رسیدن به مقصود وجود دارد ،تحمل نمایم
پدر مهربانم : تو هر چند دستانی زبر و خشن داری که برای آسایش و رفاه من بدین صورت در آمدند اما دلی پاک و صیقلی همچون آئینه داشته و داری و در بردباری و تحمل مشکلات زندگی همچون کوهی استوار و سروی بلند قامت بوده و هستی بطوری که حتی نمیتوان این تحمل و بردباری را بدرستی از چهره ات درک نمود زیرا آن را با لبخند برلبانت پوشانده ای تو حقیقتی هستی که هیچگاه نمیتوان ترا بدرستی شناخت و در باره ات بدرستی قضاوت نمود
پدر مهربانم : تو و مادر مهربانم همه چیز و همه کس من (پس از خداوند)در زندگی بوده و هستید و با این چند جملات ناقص نمیتوان وجود و ارزش والایتان را تشریح نمود. برای همین است که همواره از نوشتن در باره شما بیم داشته و دارم که مبادا نتوانم حق مطلب را ادائ نمایم پس از همینجا نوشتن را متوقف نموده و از خدای مهربان میخواهم تا مرا یاری نماید که ذره ای از محبت ها و زحمات شما عزیزان را جبران نمایم و جبران عمده محبت ها و زحمات شما را به خدای مهربان واگذار مینمایم.
پدر مهربانم: روزت مبارک
موسسه فرهنگی قرآن و عترت مهدی موعود (عج)...
ما را در سایت موسسه فرهنگی قرآن و عترت مهدی موعود (عج) دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 132 تاريخ: شنبه 10 مهر 1395 ساعت: 12:33